همه چیز غرق میشود؛ و تنها دلتنگیست که همیشه شناور میماند. رها و سبک روی آبهای آزاد، روی موجهای خواب، این سو و آن سو میرود. با پیراهنی سفید و حریر، دستها را دو طرفش باز کرده و چشمهایش چون ستارههای دریایی میدرخشند. دلتنگی همیشه شناور من روی آبهای خواب و بادهای بیداری.
افسوس
که دستان ما
از آنچه نیست
کوتاه است..
LikeLike