زهدانی در باروریِ مدام
روز که در حال تمام شدن بود، من در حال بارور شدن بودم. کلمه مثل جنینی زودبارور درونم جان میگرفت. هر چه از روز بیشتر دور میشدم، جنین بیشتر رشد میکرد. میدیدم که دارم پر میشوم. کلمه آن نبود که بدانی چیست. جنینی بود بیهویت. اما بود. حسش میکردم. روزها بود خالی بودم از کلمه […]