فصل سوم؛ بخش هشتم؛ سارینا
شانزده سال دارد. در راه مدرسه به خانه، از کیوسک سر خیابان دستهگلی از رزهای سرخ متمایل به سیاه میخرد؛ که اگر در راه برگشت به خانه گم شود، رزهای سرخ راه را به او نشان بدهند. گلها را که در دست میگیرد، میبیند که رنگ خودش تغییر میکند. میگوید: امروز بنفشام. در مدرسه به […]