وحوشِ دائمالنعوظ
قدیمتر میگفتند بالاتر از سیاهی رنگی نیست. حتما درست میگفتند. بیشتر از محله و شهر نرفته بودند و بلندتر از صدای موذن و جارچی نشنیده بودند. و سیاه همیشه سیاه بود. خون صورتش را پوشانده و بیشتر نمیبینم. بالاتر از سیاهی همیشه سیاهیای زنندهتر هست. سیاهیای کورکننده و کرکننده. ما اما از خانه و محله […]