فصل سوم؛ بخش هفتم

می‌گن دخترت سکته کرده. می‌گم دخترم سالم بوده. ‌می‌گن سکته‌ی مغزی کرده: سکته‌ی قلبی کرده. دروغ می‌گن. می‌گم دخترم سالم بوده. دخترم پاک بوده. می‌گم پس چرا از گوش دخترم خون اومده بیرون؟ می‌گن دختر قبل از اسارت‌گاه مریض بوده. دخترم سالم بوده. حجاب داشته. دخترم عین دسته‌گل بود. پاک بود. ساده بود. مهربون بود. می‌گن دکترها گفتن دخترت بیماری قلبی داشته. می‌گم دخترم سالم بوده. می‌گن باید به همه بگی دخترت سکته کرده بوده. دکترها می‌گن فقط باید دعا کنی. دخترم دیگه نفس نمی‌کشه. اشکان به‌شون گفته بود بذارید من هم با خواهرم برم. می‌گن دخترت سکته کرده بوده. هرچی اشکان داد زده ما این‌جا غریب‌یم، اونا اشکان رو هم زده بودن. ژینای من سالم بود. پاک بود. باحجاب بود. می‌گن حق ندارین با کسی حرف بزنین. به خدا دخترم مریض نبود. سه متر شال روی سرش بوده. مانتوش انقدر بلند بوده که زمین رو جارو می‌کرده. می‌گن نباید با کسی حرف بزنی. به خدا مانتوی ژینا خیلی گشاد بود. مانتوی من رو پوشیده بود اون روز. می‌گن اگه حرف زدی باید بگی سکته بوده. دخترم سالم بود. می‌خندید. خوشحال بود. اشکان رو بردن که من حرف نزنم. اشکان هی داد زد ما این‌جا غریب‌یم. مسافریم. ژینا رو بردن. دختر پاکم رو کشتن. یه روز قبل‌ش تازه از سفر رسیده بودیم. می‌خواستیم برگردیم شهر خودمون. منطقه خودمون. گفتم بریم یه سر به خواهرم بزنیم. تا این‌جا که اومدیم. ژینای من پاک‌ترین بود. زیباترین بود. رفته بودیم منطقه شمالی. ژینا می‌خندید. خوشحال بود. باباش گفت برید با اشکان کمی توی شهر بگردید. ژینای من مهربون بود. همیشه لب‌ش می‌خندید. می‌گن دخترت سکته مغزی و قلبی کرده. اشکان رو گروگان گرفتن. می‌گم دخترم سالم بوده. حجاب‌ش کامل بوده. به خدا مانتوی من رو پوشیده بود اون روز. می‌گن به طور ناگهانی سکته قلبی کرده بوده. دخترم رو کشتن. می‌گن حرف نزن. دختر من سالم و سرحال بوده. دزدیدن‌ش؛ کشتن‌ش. می‌گن سکته بوده. نباید اعتراض کنیم. اشکان رو بردن. هیچی نباید بگیم. می‌گن باباش رو هم می‌بریم. ولی من می‌گم دخترم سرحال بوده، می خندیده. می‌گن باید به همه بگین سکته بوده. من مادرشم. دخترم روی تخت بیمارستان افتاده. دکترها می‌گن سکته بوده. دکتری که زمین رو نگاه می‌کنه وقتی حرف می‌زنه. باباش می‌گه شکایت می‌کنم. می‌گن ما دخترتون رو نکشتیم. دو تا مامور گذاشتن بالای سر باباش. اشکان رو بردن. می‌گن ژینا رو ما نکشتیم. دو تا مامور پشت سر دایی ژینا حرکت می‌کنند. می گن باید به همه بگین دخترتون سکته کرده بوده. پرستارها هم از کنار ما رد می‌شن و سرشون رو پایین می‌ندازن. می‌گن اگه نگین سکته بوده اشکان رو آزاد نمی‌کنیم. هیچکی توی چشم‌های ما نگاه نمی‌کنه. نه دکترها، نه پرستارها. دخترم مثل فرشته‌ها بود. پاک بود. سرحال بود. می‌گن اگه با کسی مصاحبه کنید همه‌تون رو بازداشت می‌کنیم. ژینا،‌ مامان، پاشو قربونت برم. این همه آدم دارن بیرون بیمارستان اسم‌ت رو صدا می‌زنن. خدا ازشون نگذره. می‌گن از جون پسرت هم سیر شدی. می‌گم خدا خودش جواب‌تون می‌ده. نمی‌دونم چیکار کنم. ژینا مادر پاشو دخترم. پاشو مادر. دیوانه شدم از انتظار. دکترها می‌گن دیگه فایده نداره این همه دستگاه به دخترت وصل باشه. می‌گن همون روز قبل از بیمارستان تموم کرده بوده. اشکان به‌شون گفته بود ما این‌جا غریب‌یم. می‌گن توی اسارت‌گاه سکته کرده بوده. یه فیلم آوردن نشون‌مون دادن که ژینا سالم بوده، یهو خودش افتاده روی زمین. می‌گن سکته بوده. می‌گم دخترم هیچ بیماری‌ای نداشته تا قبل از این‌که شما بدزدین‌ش. دو تا مامور ایستادن بالای سر شوهرم. که حرف نزنه. می‌گم اگه دست به من بزنید جیغ می‌کشم. دخترم رو کشتین. پسرم رو بردین. می‌گن خفه شو،‌ حرف نزن. به خدا دارم دیوانه می‌شم. پاشو ژینا جان، پاشو عزیزدل مادر. پاشو دختر مهربونم. همه جا رو مامور گذاشتن. دو نفر رو الکی به اسم بازرس و پلیس فرستادن. برای دخترم یه روزه پرونده درست کردن که بیماری قلبی داشته از قبل. صد صفحه گذاشتن جلوی باباش که امضا کنه. به خدا دخترم سالم بود، سر حال بود. باباش پرونده رو پاره کرد. می‌گن شما این همه آدم رو خبر کردین که بیان بیمارستان. همه‌جا پر از ماموره. من فقط گفتم دخترم کشته شده. کاش من رو کشته بودن. من ساکت نمی‌شم. بیاین من رو هم بکشین. دایی‌ش رو همین یک ساعت پیش بردن. می‌گن مصاحبه، جرم حساب می‌شه. از مترو که پیاده شدن، ‌دخترم رو دزدیدن. اشکان هی داد زده ما مسافریم. من رو هم با خواهرم ببرید. دخترم رو دزدیدن. اشکان رو کتک زدن. می‌گن سکته کرده بوده. یه فیلم هم به ما نشون دادن که بفرما توی فیلم هم معلومه سکته کرده. داشته راه می‌رفته. سالم بوده. یهو می‌افته زمین. می‌گم پس چرا فیلم از توی ماشین ندارین. می‌گن اگه حرف بزنی باباش رو هم می‌بریم. مانتوی ژینا اندازه‌ی چهارتا مانتو گشاد بوده. انقدر بلند بوده که زمین رو جارو می‌کرده. مانتوی من رو پوشیده بود اون روز. می‌گن تا وقتی به همه نگید که ژینا سکته کرده بوده، اشکان رو آزاد نمی‌کنیم. می‌گم من رو هم بکشید. باباش از وقتی دستگاه‌های تنفسی رو از بدن ژینا جدا کردن، حرف نزده. انگار دستگاه‌های تنفسی رو از بدن ما هم جدا کردن. می‌گن اگه کسی بیرون از بیمارستان کشته شد، مسئولش شما هستین. پاشو مادر جان، پاشو دخترم. پاشو ببین این همه آدم اسم‌ت رو صدا می‌زنن. می‌گن جنازه دخترتون رو باید بی‌سر و صدا دفن کنید. من دختر پاک‌م رو روی دست‌های خودم از این‌جا می‌برم بیرون. پاشو ژینا جان، پاشو مادر. پاشو بخند دوباره. می‌گم تا اشکان رو آزاد نکنین من ساکت نمی‌شم. شما آدم‌کشین. شما قاتلین. شما دختر من رو دزدیدین. شما دختر من رو کشتین. می‌گن سابقه بیماری قلبی داشته. می‌گم تن دخترم کبود شده بود. هرجای تن ژینا رو نگاه می‌کردم کبود شده بود. دخترم سالم و سرحال بود. من ساکت نمی‌شم. می‌گم اشکان رو آزاد کنید. می‌خواد خواهرش رو ببینه. ژینا چند روز دیگه می‌خواست بره دانشگاه. خوشحال بود. ژینای من رو زنده کنید. فقط وقتی ساکت می‌شم که ژینای من رو زنده کنید. باباش یک کلمه حرف نزده. دختر من هیچ‌وقت توی بیمارستان بستری نبوده. صد صفحه پرونده پزشکی گذاشتن جلوی ما که دخترتون مریض بوده. سابقه بیماری قلبی داشته. پرونده از کجا اومده. دخترم هیچ‌وقت بیمارستان نبوده. دخترم پاک بود. معصوم بود. مثل فرشته بود. پاشو مادر جان، چند روز دیگه باید بری دانشگاه. پاشو باید وسایل‌ت رو آماده کنی. برات سبزی خشک کردم با خودت ببری. گردو گذاشتم برات توی چمدون‌ت. لباس گرم برات گذاشتم. پاشو ببین این همه آدم دارن اسم‌ت رو صدا می‌زنن. همه‌جای تن و بدن دختر من رو کبود کرده بودن. می‌گم اصلا دختر من حتا اگه مریض هم بود نباید می‌دزدیدینش. اگه مریض بود که دیگه بدتر. چرا نذاشتین اشکان همراه‌ش بره. چرا تن و بدن دختر من کبود شده. اون مادر هم که دخترش رو برده بودن، جلوی ماشین شما اون همه داد زد که دختر من مریضه. نبریدش. از روی مادر هم رد شدن. می‌گن ژینا سکته مغزی و قلبی با هم کرده بوده. دختر من سالم بود. پاک بود. باحجاب بود. معصوم بود. من ساکت نمی‌شم. باید قاتل دختر من رو به ما نشون بدن. باید بگن کی بوده که دختر من رو کشته. کدوم بی‌شرفی بوده که دست روی دختر من بلند کرده بوده. دختر من که از گل نازک‌تر نشنیده بود. دختر من که مثل فرشته بود. ژینای من همیشه لبخند داشت. مهربون بود. اشکان می‌گه مامان ژینا کی به هوش می‌آد؟ اشکان رو هم دزدیدن. می‌گن باید به همه بگید دخترتون مریض بوده. من ساکت نمی‌شم. اشکان به خواهرش خیلی وابسته بود. همه‌جا با هم می‌رفتن. رفیق هم بودن. داد زده بود این کار رو نکنید. خواهرم رو نبرید. چشم‌های اشکان از گاز اشک‌آور می‌سوختن. زنگ زده بود گریه می‌کرد. می‌گفت ژینا رو بردن. مامورها ژینا رو با چوب‌دستی زدن و بردن. گریه می‌کرد. می‌گفت ژینا رو روی زمین کشیدن و بردن. دو تا مامور فرستادن همراه ما که شکایت کنیم. مامورها هم می‌گن جوابی نمی‌دن بهتون. من ساکت نمی‌شم. می‌گن اگه ساکت نشی جنازه دخترت رو تحویل نمی‌دیم. من بدون دخترم از این بیمارستان تکون نمی‌خورم. داداشم زنگ زده به خانواده و هم‌شهری‌ها. همه توی شهر منتظر ژینا هستن. می‌گم اگه دست به جنازه دخترم بزنید تمام شهر رو خبر می‌کنم. ژینای مادر، من چطور بدون تو برگردم خونه. سه متر شال روی سر دخترم بوده. مانتوش انقدر گشاد و بلند بوده که ژینا توش دیده نمی‌شد. می‌گن دخترت حجاب نداشته. شما این عکس دختر من رو ببین. یک ساعت قبل از این‌که بدزدنش اشکان ازش گرفته. شما ببین. ژینای مادر،‌ زیباترین من، بدون تو نمی‌تونم نفس بکشم. نفس من هم با نفس تو بند اومده. ژینا رو کشتن. آی آدم‌ها! ژینا رو کشتن. اشکان رو گروگان گرفتن. باباش رو خفه کردن. دایی‌ش رو بازداشت کردن. آی آدم‌ها! ژینا رو کشتن. به من می‌گن باید ساکت بشی. بیاین من رو هم بکشین. من هم با ژینا مردم. من هم با ژینا کشته شدم. ژینای من سالم بود، آی آدم‌ها! ژینای من رو کشتن. ژینا رو کشتن. 

Leave a comment