Es ist alles über die Zeit

  • پرده اول

[اوپرای باخ در پس‌زمینه]

مرد: [تصویر روشنای سیگار در سیاهی شب] آه…
زن: آخرین سیگار بود؟
مرد: من یک نخ دیگه دارم!
زن: (آخرین سیگار بود؟) این یعنی بمون …
مرد: من هم همین رو گفتم

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

مرد: این همه راهِ نرفته
مرد: حیف می‌شه
زن: [فکر می‌کند: حیف می‌شه] ولی داری می‌ری
مرد: این همه شب، این همه خیال
زن: آخرین سیگار، قرصِ خواب و … ساعت …

[ساعت چهار بار می‌نوازد.]

  • پرده دوم

[دیالوگ‌ها پاک شده‌اند.]

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

زن: [با روشنای سیگار در سیاهی شب راه می‌رود. به صندلی خالی مانده از مرد دست می‌کشد. راه می‌رود. روی زمین دراز می‌کشد. فکر می‌کند:] عمود به شانه‌ها، صورت به صورت.
زن: حیف می‌شه زندگی …

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

[ساعت چهار بار می‌نوازد و زن بیدار می‌شود.]

  • پرده آخر

زن: از مرگ می‌ترسم …
مرد: [سکوت]
– اگه زمانِ من در حال تمام شدن باشه … می‌ترسم
– [سکوت]
– اتفاقی رو می‌بینم که داره بهم نزدیک می‌شه، کسی که چهره‌ی سیاهی داره، می‌دونستی از مرگ این‌همه می‌ترسم؟
– [سکوت]
– ولی می‌دونی این‌جور وقت‌ها یک‌بند حرف می‌زنم! [صدای فندک و روشنای سیگار]
– [سکوت]
– می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم نمی‌خوام اینجا بمیرم. اینجا که همه شبیهِ یه کابوسِ ناتمام‌ان …
– [سکوت]
– [روشنای سیگار]
– [سکوت]
– مثلِ نیمه شب‌هایی که از کابوس بیدار می‌شدم و بودی
– [سکوت]

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

– صدای نزدیک شدنش رو می‌شنوم!
– [سکوت]
– گفته بودم از مرگ می‌ترسم؟
– [سکوت]
– [روشنای سیگار]
– از مرگ …

[ساعت چهار بار می‌نوازد]

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

[Erbarme dich, mein Gott,
Um meiner Zähren willen!
Schaue hier, Herz und Auge
Weint vor dir bitterlich.
Erbarme dich, mein Gott.]

پیش‌نویس نمایشنامه

Leave a comment