امشب ماه کامل بود و ماه من نبود

حرف‌های من با تو | از دل‌تنگی شروع می‌شوند | همیشه. | از دل‌تنگی، | از ماه | و از سفیدی پیراهن | که نشت می‌کند نور. | و این‌که حرف می‌زند | من نیستم | من مانده در زمستان | من جا مانده در یلدایی که تمام نشد | نمی‌شود. | من نیستم که می‌نویسد | انگشت‌های باریک و لاغر دل‌تنگی‌اند | که کلمه را | به حرف می‌کشانند | و جان را | به بی‌قراری. | من نیستم که می‌پیچم | دل‌تنگی است | که به استخوان رسیده | و به درد. | حرف‌های من با تو | از دل‌تنگی شروع می‌شوند | همیشه.

Leave a comment